محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

99

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

از او آغاز شده و به او پايان مىپذيرد و او است كه موجودات را نخست آفريد و پس از مرگشان دوباره نزد خود باز مىگرداند . . . « ولى ( بعد از او ) گروه‌هايى از مردم از ميان پيروانش اختلاف كردند ؛ واى به حال كافران از مشاهده روز بزرگ ( رستاخيز ) ! » « 1 » ( مع كلّ شيء لا بمقارنة ، و غير كلّ شيء لا بمزايلة ) « مزايلة » به معناى مفارقت و جدا شدن است و خداوند به واسطه علم و قدرت خود همراه همه موجودات است و به سبب گوهر و حقيقت خود از همگان دور و جدا است . بنابراين ميان خدا و موجودات ، نه يگانگى و نه انفصال و جدايى است ؛ بلكه پيوندى ميان خالق و مخلوق و علت و معلول وجود دارد . در اصول كافى سخنى از امير مؤمنان در ستايش خداوند نقل شده است : « خداوند هم دور است و هم نزديك . بالاتر از هر چيزى است و نمىتوان چيزى را بالاتر از او دانست . پيشتر از هر چيزى بوده و چيزى پيشتر از او نيست . داخل در همه اشياء است ، نه آن‌گونه كه چيزى درون چيز ديگرى قرار گيرد و خارج از همه اشياء است ، نه آن‌گونه چيزى خارج از چيز ديگرى باشد . منزه باد خداوندى كه اين چنين است و هيچ‌كسى غير از او اين چنين نيست . » « 2 » ملاصدرا بر اين عبارات شرح و تفسيرى نگاشته است كه خلاصه آن چنين است : خداوند خالق ممكنات است و پيدايش و بقاء آنها وابسته به او است و از اين جهت خداوند به آنان نزديك است و از آن جايى كه خالق برتر

--> ( 1 ) . فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ مريم / 19 : 37 . ( 2 ) . فيض القدير : 6 / 235 ، ح 8860 ؛ كافى : 1 / 86 ، ح 2 ؛ الهدايه ، شيخ صدوق : 15 ؛ المحاسن ، برقى : 1 / 239 ، ح 217 ؛ توحيد شيخ صدوق : 285 ، ح 2 .